شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
141
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
11 ، 228 - و گفت : توجه و عنايت خود را مصروف آن مدار كه هر آرزويى كه دارى به فعل آرى ، ليكن توجه كن تا آرزوهاى خوب و پسنديده به عمل آرى . 11 ، 229 - زنى كه مشهور و معروف بود به مسخرگى و به اسراف « 157 » بر نفس خود ، سقراط را گفت : يا شيخ چه قبيح است صورت تو ! سقراط گفت : اگر تو آينهء زنگ گرفته نمىبودى ، هرآينه روشن مىشد بر تو حسن خوبى صورت من . 11 ، 230 - و گفت : مستى بر طرف سازندهء نفس و عقل است ، و نفس را چون هيولى بىنقش و صورت مىگرداند ، نفس بىپوشش و زينت مىماند ، پس كدام رنج سختترست از آشاميدن چيزى كه نفس را مجرد سازد از زينتهاى او ؟ 11 ، 231 - و گفت : آنها كه تابع زمانند « 158 » و به هر طرف كه زمان گشت ايشان مىگردند ، قابل اشارت و مشار اليه نيستند ، از براى آنكه توجه و گرديدن ايشان براى عقل نيست ، چه ايشان را عقل و راى نيست ، بلكه مشار اليه كسى است كه منحصر سازد زمان را به فكر خود « 159 » ، و تابع زمان نباشد در گردش آن . و كسى كه نه بر سيرت زمانه رود ، او راست محبت محض خالص عقلى ، و كسى كه تابع و پيرو زمانه شد ، محبت او هوا و هوس اوست . 11 ، 232 - و گفت : عقل وراى مىنمايد در اول كار ، آخر كار را . 11 ، 233 - و گفت : پوشيدن سر واجب است بر تو . 11 ، 234 - و گفت : آنكه شكر او گويند كسى است كه سرى را [ كه ] به پوشيدن آن اشارت نشده باشد بپوشد ، اما آنكه سرى را كه كتمان آن [ 42 - الف ] مطلوب شده باشد آن خود واجب و لازم است .
--> ( 157 ) - اساس : اشراف . ( 158 ) - اساس : زبانند . ( 159 ) - د : خود و نيك گيرد و تابع .